قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

619

خلاصة التواريخ ( فارسى )

بيك پسر حسين بيك يوزباشى استاجلو را دست بسته آورده بخشيدند و نفس بيك كيسه مال را به قتل آوردند . « 1 » امرايى كه در شهر به حفظ و حراست شهر مشغول بودند مثل خلفا و « 2 » قلى بيك افشار و محمد قلى خليفهء ذو القدر مهردار و شمخال سلطان « 3 » و امير اصلان بيك و « 4 » ميرزا على سلطان « 5 » قاجار در خدمت شاهزاده‌هاى نامدار سلطان سليمان ميرزا و سلطان محمود ميرزا و سلطان احمد ميرزا به شرف پايبوس « 6 » شاه عالميان سرافراز گشتند و آن بلدهء جنت مانند از نزول موكب همايون غيرت افزاى گردون شد و شعراى نامدار در باب جلوس آن حضرت فكرها نموده « 7 » از آن جمله بعضى ابيات ثبت افتاد . نظم « 8 » : شكر كه از مقدم شاه جهان * عالم پير از سر نو شد جوان داشت ز اول « 9 » فلك اندر خبال * آنكه كند بندگى او به جان ليك نمىشد ز قصا مرتسم * صورت اين حال به لوح بيان عاقبت الامر نمود آشكار * آنچه به دل داشت ز مردم نهان چونكه به توفيق الهى گرفت * مسند شاهنشه جنت مكان آمده تاريخ جلوسش ز غيب * « شاه قوى طالع صاحبقران » ( و ايضا « 10 » فى تاريخه . شعر « 11 » : گل گلشن شاه جمجاه غازى « 12 » * چو جا كرد بر تخت دولت به عزت گل فتح و « 13 » دولت شكفت و « 14 » رقم شد * پى سال شاهى گل فتح و « 15 » دولت ) « 16 » و افصح الشعراء « 17 » المتأخرين مولانا محتشم كاشى در اين باب سى و دو بيت در سلك نظم آورده كه هر « 18 » مصراعى تاريخ جلوس آن حضرت است . فى التاريخ . « 19 » [ 462 ] شعر « 20 » : به كه درين گفته معجز بيان * درج بود نام خداى جهان شكر كه قيوم كريم احد * جان ده پوزش طلب جان ستان پايه ده « 21 » عقده ز گيتى گشاى * پادشه ملك به حارس رسان كرد اگر حكم كه « 22 » شاه سليم * ماه ملك فطرت جم پاسبان بار جنان بست ز اقدام اين * دل ز بقا كند وز « 23 » آثار آن « 24 »

--> ( 1 ) - م ، ن ، : آوردند و ( 2 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 3 ) - ب : سلطان ميرزا و اصلان بيگ . م : سلطان ميرزا اصلام بيگ ( 4 ) - ن : و على بيك ( 5 ) - م : سلطان بيگ ( 6 ) - ب ، م ، ن : پابوس ( 7 ) - م : نمودند ( 8 ) - م : ندارد ( 9 ) - مز ، ب : زوال ( 10 ) - ب ، بنده‌گى ( 11 ) - م : ندارد ( 12 ) - م : « غازى » ندارد ( 13 ) - ب ، م : « و » ندارد ( 14 ) - ب . م : « و » ندارد ( 15 ) - ب ، م : « و » ندارد ( 16 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 17 ) - م : الشعر ( 18 ) - ن : « هر » ندارد ( 19 ) - ب ، م ، ن : « فى التاريخ » ندارد ( 20 ) - ب ، م : ندارد . ن : نظم ( 21 ) - م : يارده ( 22 ) - ب ، م : « كه » ندارد ( 23 ) - ب ، م : در ( 24 ) - ن : اين بيت را ندارد